عماد خراسانی

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی سبحه و پیمانه یکی است


اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست


هر کسی قصه شوقش به زبانی گوید
چون نکو می‌نگرم حاصل افسانه یکیست


اینهمه قصه ز سودای گرفتارانست
ورنه از روز ازل دام یکی دانه یکیست


ره هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریه نیمه شب و خنده مستانه یکیست


گر زمن پرسی از آن لطف که من می‌دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکیست


هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس عاقل و فرزانه یکیست


عشق آتش بود و خانه خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست


گر به سرحد جنونت ببر عشق عماد
بی‌وفایی و وفاداری جانانه یکیست
-
عماد خراسانی

/ 2 نظر / 10 بازدید
دنیا

چه روز دلـخراشی وقتی خواستی جداشی قلبمو دادم دستت که عمری داشته باشــی ولی زدی شکستیش بدون هیچ بهونه عزیزم دلت از سنگه تو خاطرم میمونه واقعا دلت از سنگه. هیچ وقت انتظار یک همچین رفتارهایی رو نداشتم. نمیدونم حتما من اشتباه میکردم که فکرمیکردم دوستم داری!!! اینم از سادگی من بود . تو هیچوقت عاشق نبودی...[دلشکسته]

مریم

عالی بود ایول